وقتی موسیقی راک، ساز انقلاب را کوک میکند
زمین به لرزه درآمده،
چه شده؟
نترسید
ملتی آستین بالا زده.
(کارِل سوکوپ، ترانهسرای چک)
همه چیز از یک روز برفی در فوریهی ۱۹۷۶ شروع شد. هاول در کلبهی جنگلیاش در هرادچک (Hrádeček) پشت میزتحریرش نشسته بود که در زدند. مردی که با یک بطری کنیاک در آستانهی در ایستاده و برسروکولش برف باریده بود، به کلبه وارد شد. هاول از او نام نمیبرَد و تنها او را «آدمبرفی» مینامد.[1] اکنون اما بر ما معلوم است که او فرانتیشک اشمیکال (František Šmejkal) منتقد هنری و دوست قدیمیِ هاول بود. آن دو، شب تا به سحر نشستند و نوشیدند و گفتوگو کردند. اشمیکال ضمن صحبتها ماجرای یک گروه موسیقیِ زیرزمینیِ نامتعارف را پیش کشید و به هاول گفت که باید با مدیر گروه، ایوان ییروس (Ivan Jirous) دیداری داشته باشد تا عقلهایشان را روی هم بگذارند و راهی برای همکاری متقابل بیابند. یک ماه بعد، هاول در زیرزمین آپارتمانی در پراگ، ییروس و شماری دیگر از نوازندههای موبلند را ملاقات کرد.
