۱۴۰۱ مهر ۲۷, چهارشنبه

بیست سال مبارزه ی زنان، به روایت دوربین آرش عاشوری نیا




 

شب است. اما عکسِ تاریک را آتش درون سطل زباله‌ها روشن کرده است. نورِ آتش توجه را به سمت چپ تصویر می‌کشاند. آنجا معترضانی ایستاده‌اند که هرچند صورتشان را نمی‌بینیم اما خشم و شجاعت‌ از زبان بدنشان هویدا است. این یکی از چهار تصویری است که روزنامه‌ی گاردین، چند روز پس از کشته شدن ژینا (مهسا) امینی از اعتراض‌ها در تهران منتشر کرد. نام عکاس منتشر نشد. هم‌زمان ۱۶ عکس دیگر در رسانه‌های داخل و خارج از ایران منتشر شدند که خشونت نیروهای امنیتی را از دل خیابان‌های تهران به جهان نشان داد

عکاس می‌خواست هویتش محفوظ باشد تا بتواند عکس‌های بیشتری از اعتراض‌های مردمِ ایران و سرکوب خشونت‌بارشان بگیرد. اما چند روز بعد مرگ ناگهانیِ عکاس باعث شد که حالا بتوان نامش را با صدای بلند اعلام کرد: آرش عاشوری‌نیا که ششم مهرماه به دلیل ایست قلبیِ ناگهانی در خانه‌اش در تهران جان ‌سپرد.  

عاشوری‌نیا، عکاس ۴۲ ساله در ۲۰ سال گذشته بسیاری از اعتراضات مدنی و سیاسی در ایران را ثبت کرده است. در بین فمینیست‌های ایرانی او به «عکاس جنبش زنان» معروف بود

هفده اسفند ۱۳۸۱ وقتی که زنان ایرانی برای اولین بار پس از انقلاب مراسم روز جهانی زنان را در فضای عمومی شهر، در پارک لاله‌ی تهران برگزار کردند، این عاشوری‌نیا بود که این حضور باشکوه برای گرامی‌داشت روز جهانی زنان را با دوربینش ثبت کرد


۱۴۰۱ مهر ۲۵, دوشنبه

تصور کن؛ جهانی بدون دین

خیلی از کسانی که مذهبی به دنیا آمده اند دل خوشی از دین ندارند، به آن بی اعتقاد اند یا نگران خباثت هایی هستند که به نام دین انجام می گیرد؛ این دسته اشتیاق گنگی برای ترک دین والدین  شان دارند  و آروز می کنند که کاش می توانستند دین را ترک کنند، اما در نمی یابند که گزینه ی ترک دین هم پیش رویشان است

بی خدا بودن یک خواسته ی واقع گرایانه است، خواسته ای شجاعانه و باشکوه. می توانید بی خدای شادمان، معتدل، اخلاقی و فرهیخته ای باشید. این نخستین پیام آگاهی بخش است.

دین ریشه ی همه ی شرارت ها نیست زیرا هیچ چیز ریشه ی همه ی چیز نیست اما " جهانی بدون دین " را تصور کنید! تصویری از افق منهتن را تصور کنید با چشم انداز برج های دوقلوی تجارت جهانی. چه ارتباطی بین این دو می تواند وجود داشته باشد؛ جهانی بدون دین و تصویری از منهتن با برج های دوقلوی تجارت جهانی؟

به سیاق ترانه ی جان لنون، جهانی بدون دین را تصور کنید. تصور کنید که بمب گزاران انتحاری نبودند، ۱۱ سپتامبر نبود، ۷ جولای « ۷جولای ۲۰۰۷ تاریخ بمب گزاری اعضای  شبکه القاعده در مترو و چند نقطه لندن که به کشته شدن ۵۵ نفر انجامید» جنگ های صلیبی نبود، شکار جادوگران نبود، طرح باروت « طرح ناکام گی فاک، کاتولیک انگلیسی در سال ۱۶۰۵ برای کشتن شاه جیمز اول و نابودی پارلمان. فاوک قصد داشت با کار گذاشتن مواد منفجره در پارلمان این طرح را عملی کند. اما نقشه او هنگامی ناکام ماند که یکی از کاتولیک ها به یکی از بستگانش هشدار داد که در روز موعود، ۵ نوامبر، در پارلمان حاضر نشود. با کشف شدن این طرح همه ی دست اندر کاران ان دستگیر و کشته شدند و ، پادشاه این روز را جشن ملی اعلام کرد» تجزیه ی هندوستان نبود، جنگ اسراییل و فلسطین نبود، کشتارهای صرب/ کروات/ مسلمان در بالکان نبود، تعقیب و آزار یهودیان به عنوان قاتل مسیح نبود، مناقشه ی ایرلند شمالی نبود، جهاد نبود، واعظان تلویزیونی خوش پوش و فکلی نبودند که مردم ساده لوح را بفریبند و پول هایشان را بالا بکشند ( این واعظان می گویند خدا از شما می خواهد آنقدر صدقه دهید تا به مضیقه بیوفتید ) تصور کنید نه طالبانی بود که مجسمه های باستانی را منفجر کند، نه قطع سر کافران در ملا عام بود، نه شلاق زدن بر پوست زنان به جرم بیرون بودن یک اینچ  از پوست و دپ تار مو وجود داشت. نه ملایان و آخوند های سراسر رنگ و ریا که به مردمان ساده لوح وعده ی بهشت موهومی شان را می دهند و چون به خلوت می رونند آن کار دیگر می کنند

تصور کن که دین هم نبود

و هیچ دینی نبود

آیا فکر نمی کنی که آن موقع جهان، جهان زیباتری بود، آن موقع دیگر کودکان مان از رادیو و تلویزیون اخبار کشته شدن عده ای به دست عده ی دیگر به جرم این که جور دیگری فکر می کنند، را نمی شنیدند. آن موقع دیگر احمق ها و احمق تر بر سر این که خدای من خداتر است به جان یکدیگر نمی افتادند. آن موقع دیگر کسی سنگ و چوب و گاو و مجسمه را نمی پرستید که مضحکه ی خاص و عام گردد. کسی هم نمی توانست از فروش بودا و مسیح و محمد و موسی پول درآورد. آن موقع دیگر دختر ۹ سال ساله ی عربی که خانواده اش به اروپا مهاجرت کرده اند مجبور نبود برای همکلاسی هایش توضیح دهد این تکه پارچه ی روی سرش برای چیست، دیگر خجالت زده نمی شد از اینکه حرفی برای گفتن ندارد

این مفهوم که یک چیز می تواند ریشه ی همه چیز باشد چقدر می تواند درست باشد؟؟؟؟



۱۴۰۱ مهر ۱۹, سه‌شنبه

تحول عصیان در جهان: شکل و ماهیت جدید انقلاب های مدنی « مارک بایسینگر»

بر أساس مجموعه داده‌های بایسینگر شامل بیش از ۳۰۰ حرکت انقلابی در کشورهای مختلف از ابتدای قرن بیستم تاکنون،  تاکتیک راه‌پیمایی بیشترین تأثیر را در میان تمامی تاکتیک‌های عمومی بر پیروزی انقلاب‌ها داشته‌است. همچنین هرچه تعداد معترضان بیشتر باشد احتمال گسترش شبکه‌ی پیوندی حائل میان معترضان و حکومت نیز بیشتر می‌شود. یعنی احتمالاً تعداد افرادی که هم‌زمان با حضور در نهادهای حکومتی از معترضان هستند و یا با معترضان در تماسند بیشتر است. چنین پیوند‌هایی این امکان را فراهم می‌کند که دستگاه سرکوب نسبت به معترضان با شدت کمتری عمل کند، و همچنین امکان اشتقاق و دودستگی در حکومت را نیز افزایش می‌دهد. با این همه، هرچند که تعداد پایین معترضان می‌تواند شکست بسیاری از انقلاب‌ها را توضیح دهد، ولی شمار بالا نیز تضمین کننده‌ی پیروزی انقلاب نیست

 هر چه رهبر یک نظام سیاسی برای مدت بیشتری در قدرت بوده باشد بخت موفقیت انقلاب علیه آن نظام سیاسی بیشتر می‌شود. داشتن مسئولیت نظام سیاسی در یک زمان طولانی به این معناست که گروه‌ها و افراد جامعه فرد رهبر را بیش از پیش مسئول نابسامانی‌های کشور می‌بینند، و بسیج انقلابی علیه آن رهبر و نظام تسهیل می‌شود. به‌طور مثال در بهار عربی می‌بینیم که بن علی برای ۲۴ سال در قدرت بود، و حسنی مبارک هم ۳۰ سال. در انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران نیز محمدرضا پهلوی برای ۳۷ سال زمام رهبری کشور را در دست داشت.

  هرچه معترضان بیشتری به انقلاب بپیوندند، بخت پیروزی انقلاب نیز بیشتر می‌شود. بدون درنظر گرفتن عوامل دیگر، بررسی مجموع انقلاب‌ها در یک قرن گذشته نشان می‌دهد که اگر جنبشی انقلابی قادر به بسیج بیش از دویست‌هزار نفر بوده بخت پیروزی آن پنجاه‌پنجاه بوده است. به همین ترتیب جنبش‌های انقلابی با بسیج مردمی پایین‌تر بخت کمتری برای پیروزی داشته اند. تاثیر این عامل بر پیروزی انقلاب‌های مدنی-شهری بیش از تاثیر آن بر انقلاب‌های اجتماعی-‌روستایی بوده‌است. از آنجا که انقلاب‌های مدنی-شهری غالبا از روش‌های غیرمسلحانه استفاده کرده‌اند، به میدان آوردن تعداد زیادی از افراد جامعه لازمه‌ی موفقیت آن‌هاست.

 تأثیر خشونت انقلابی بین انقلاب‌های مدنی-شهری و انقلاب‌های روستایی کاملاً متفاوت است. در انقلاب‌های روستایی جنگ مسلحانه امکان پیروزی انقلاب را بالا برده‌است، ولی در انقلاب‌های شهری-مدنی خشونت انقلابی برعکس امکان شکست انقلاب را افزوده‌است. حرکت‌های انقلابی در یک‌صد سال گذشته اهداف مختلفی را دنبال کرده‌‌اند. برخی خصلت لیبرال داشتند، برخی اهداف اجتماعی مانند بسط عدالت اجتماعی یا تغییر نظام طبقاتی داشتند، برخی به دنبال استقلال و پایان نفوذ خارجی بودند، برخی هدف‌شان تغییر قانون اساسی بود، برخی خواستار تغییر نظام قومی بودند و برخی اسلام‌گرایی را ترویج می‌کردند. در میان این اهداف انقلابی، انقلاب‌هایی با ارزش‌های لیبرال و همچنین با هدف تغییر قانون اساسی بخت بیشتری برای موفقیت داشته‌اند.

 برخی حرکت‌های انقلابی دارای رهبری ائتلافی هستند، اما در برخی دیگر یک حزب پرچمدار انقلاب را هدایت می‌کند. در بعضی از انقلاب‌ها، احزاب راهبرِ انقلاب بودند، اما در بعضی دیگر، گروه‌های سنتی در رأس انقلاب قرار داشتند. در انواع دیگر گروه‌های نظامی و شبه‌نظامی، رهبری زیرزمینی، و یا جنبش‌های آزادی‌بخش انقلاب را پیش می‌راندند. معمولاً تصور می‌شود که وجود یک حزب پرچمدار انقلابی برای پیروزی انقلاب اهمیت دارد. ولادیمیر لنین مبدع اصلی این نظریه بود که بعدها در میان جنبش‌های مارکسیستی و حتی دیگر جنبش‌های انقلابی نیز امری پذیرفته شد. اما برخلاف این نظر رایج، انقلاب‌هایی با رهبری ائتلافی متشکل از احزاب، اتحادیه‌های کارگری و صنفی، و جنبش‌های اجتماعی هم رخ‌داده‌اند که به نحو چشمگیری بخت بالاتری برای پیروزی داشته‌اند. هیچ یک از دیگر انواع رهبری تأثیر چشمگیری بر توفیق انقلاب‌ها نداشته‌اند.
 

جنبش‌ها مقاومت مدنی چگونه حامیان حکومت را به رویگردانی از آن ترغیب می‌کنند


هیچ ساختار قدرتی بدون کوشش‌های روزانه و حمایت منفعلِ گروه‌های مختلف، از بالا تا پایینِ جامعه ــ نیروهای پلیس و سربازان، بانکداران و صاحبان کسب‌وکار، معلمان و وکلا، رانندگان کامیون، زباله‌جمع‌کن‌ها، دیپلمات‌ها و بسیاری دیگر ــ دوام نمی‌آورد. و همه‌ی این گروه‌ها را می‌توان متقاعد کرد که کار کردن ــ مستقیم یا غیرمستقیم ــ برای حکومت دیگر به نفع‌شان نیست 

 وقتی حامیان اصلیِ حکومت از پشتیبانی از ساختارِ قدرت دست بردارند، پژوهشگران از «روگردانی» سخن می‌گویند.  من و ماریا استفان با بررسی سوابق تاریخیِ بیش از یک‌صد کارزار مقاومت مدنی بین سال‌های ۱۹۰۰ و ۲۰۰۶، فهمیدیم که روگردانیِ نیروهای امنیتی احتمال موفقیتِ مقاومت خشونت‌پرهیز را به شکل چشمگیری افزایش می‌دهد. در میان این موارد، روگردانیِ نیروهای امنیتی به شکل‌های به‌شدت متفاوتی رخ داده است ــ از خودداریِ علنیِ ژنرال‌ها از اجرای دستورات تا تظاهر مأموران به دریافت نکردن دستورات تا شانه خالی کردن سربازان از زیر بارِ وظایفشان یا بر زمین گذاشتن سلاح‌های خود.

 تحقیقات جدید نشان داده است که اتحادیه‌های کارگری ــ به‌ویژه در بخش صنعت ــ می‌توانند توازن قوا را از پایین تغییر دهند. جنبش‌ها باید افرادِ همراه با وضع موجود را به این فکر بیندازند که آیا ادامه‌ی همراهی با حکومت واقعاً از نظر فردی یا جمعی به نفعِ آنهاست یا نه. البته هر گروهی ممکن است به دلیل متفاوتی ترغیب شود که به این پرسش بیندیشد.

 نیروهای امنیتی ــ پلیس، شبه‌نظامیان، نظامیان ــ معمولاً از حکومت روگردان می‌شوند اگر با معترضان پیوندهای قومی یا اجتماعی داشته باشند یا در شبکه‌های اجتماعیِ مشترکی عضو باشند؛ اگر فکر کنند که دولت یا مسئولان ارشد رفتار نامنصفانه‌ای با آنها داشته‌اند؛ یا اگر احساس کنند که با دیگر نیروهای امنیتی ــ مثل شاخه‌های رقیب ارتش یا یگان‌های زبده‌ی پلیس ــ بهتر از یگان‌های خودشان رفتار می‌شود. 
 
 بسیاری از جنبش‌ها می‌کوشند تا زیرگروه‌های بانفوذِ مختلفی را در هر «رُکن» بررسی کنند. این تحلیل عبارت است از ارزیابیِ توانِ جنبش برای تأثیر گذاشتن بر اعضای هر یک از این گروه‌های کوچک‌تر یا مختل کردن فعالیت آنها. گروه‌هایی که در یک رکن هستند اما از مرکز قدرت دورترند ممکن است کمتر از بقیه به مرکز وفادار باشند. حتی اگر زیرگروه یا گروه‌های مستقر در مرکزِ رکن به حکومت وفادار بمانند، آن مرکز برای تداوم حفظ قدرت همچنان به آدم‌های مختلفِ دیگری هم نیاز دارد. برای مثال، یک ژنرال ممکن است به حکومت وفادار بماند، اما اگر درجه‌داران یا سربازان وظیفه‌ی زیردستِ او از همکاری خودداری کنند، اقتدارش زیر سؤال می‌رود. تصمیم یک متحد خارجی به قطع حمایت به علت فشار افکار عمومیِ شهروندانش ممکن است قدرت و عزم و اراده‌ی نیروهای نظامی را هم به میزان چشمگیری کاهش دهد. اگر در هر یک از ارکان اصلیِ حمایت به‌اندازه‌ی کافی روگردانی رخ دهد تداوم حفظ قدرت برای حکومت بسیار دشوار خواهد بود.

۱۴۰۱ مهر ۱۵, جمعه

شمایل‌های مقاومت زنان علیه حجاب اجباری پس از انقلاب

 


از همان نخستین ماه‌های پس از انقلاب با اجباری‌شدن حجاب، حکومت از حربه‌های مختلف بهره می‌بُرد تا زنان را وادار کند که به پوشش تحمیلی‌اش تن دهند و تصویر واقعی از خود را از یاد ببرند و باور کنند آنچه هستند، انتخاب خودشان است. در این سال‌ها چه بسیار زنانی که وقتی به خود می‌نگرند، به‌سختی می‌توانند چهره‌ی دلخواه خویش را در زیر حجاب اجباری بیابند. هرچند صدای اعتراض زنان به حجاب اجباری در آغاز انقلاب سرکوب می‌شود و خواسته‌ها و دغدغه‌هایشان به این بهانه که در اولویت اهداف انقلابی نیست، نادیده گرفته می‌شود اما از همان دوران، مقاومت زنان در برابر حجاب اجباری شکل می‌گیرد و به‌تدریج به مبارزه‌ای روزمره بدل می‌شود.

اختناق و خفقان حاکم بر جامعه به زنان اجازه نمی‌دهد که به حرکتی جمعی دست بزنند اما کنش‌های فردیِ آنان شعله‌ی مبارزه با حجاب اجباری را روشن نگه می‌دارد. زنان در این سال‌ها به‌جای اینکه منتظر قیام عمومی بمانند، رفتارهای روزمره‌شان را به کنش اعتراضی بدل می‌کنند و به انقلابی تک‌نفره دست می‌زنند. چنین به نظر می‌رسد که هر چند وقت یک‌بار زنی در برابر حجاب اجباری عصیان می‌کند و اتفاقی را رقم می‌زند و بعد توسط حکومت خفه می‌شود و از یاد می‌رود. اما با مرورِ جنبش مبارزات زنان پس از انقلاب می‌توان دید که چطور تک‌تک حرکات فردی و پراکنده‌ی زنان، جریان پیوسته و مستمری را شکل می‌دهد و مقاومت هر زن، الهام‌بخش زن بعدی می‌شود و جسارت مبارزه را در دیگران تکثیر می‌کند تا این مسیر را ادامه دهند و به‌تدریج نوعی همبستگیِ زنانه‌ی نامرئی را بیافرینند.

نیکا شاکرمی، نوجوان ۱۶ ساله ای که به دست دژخیمان خامنه ای به قتل رسید

نیکا شاکرمی نوجوان ۱۶ ساله ای که روز ۲۰ شهریور ۱۴۰۱ در اعتراضات در بلوار کشاورز مفقود شد و پس از ده روز بی خبری خانواده ی او با پیکر بی جانش در کهریزک مواجه شدند

 خاله ی نیکا، خانم شاکرمی می‌گوید فکر می‌کرده نیکا به قصد رفتن به خوابگاه خواهرش از خانه بیرون رفته است برای همین به او شناسنامه می‌دهد که برای ورود به خوابگاه مشکلی نداشته باشد. ‌

۱۴۰۱ مهر ۱۱, دوشنبه

در پشت پرده ی قتل مهسا امینی چه گذشت

 نور افشانی بر تاریکخانه ی یک جنایت در خمهوری اسلامی
وقتی دستگاه قضایی خود بخشی از پروژه ی پنهان کردن حقیقت است، گروه های هکری در جست و جوی عدالت اند همسو با رسانه ها. 

دو هفته پس از کشته شدن مهسا امینی، دختر ۲۳ ساله ی سقزی در بازداشتگاه گشت ارشاد که به خیزشی سراسری علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده. اما مقام های جمهوری اسلامی نه تنها اراده ای برای افشای این واقعیت ندارند بلکه جلوی دوربین به چشمان حقیقت خاک پاشیده اند. روشی که در گذشته شاید دست کم تا حدودی جواب گو بوده اما حالا در مواجه با نسل جدید تحول خواهان ایرانی ناکارآمد جلو کرده است.  پرونده های محرمانه و خیلی محرمانه ی جنایت های جمهوری اسلامی دیگر افسانه ای بیش نیست با وجود انبوه گروه های هکری. اینجا با همکاری دست کم سه گروه هکری ، پرده از حقیقت جنایت علیه مهسا امینی برداشته می شود. ده روز پیش ایران اینترنشنان تصاویر اسکن سر مهسا امینی را که یک گروه هکری ناشناس در اختیارش قرار داد منتشر کرد. تصاویری که نشان دهنده ی وارد شدن ضربه به جمجمه ی او بود. خبرگزاری فارس وابسته به سپاه پاسداران یک روز بعد تایید کرد که این عکس ها واقعی و متعلق به مهسا امینی است اما مدعی شد نشانی از ضربه به سر وجود ندارد وضایعه دیده شده در عکس مربوط به عمل جراحی در دوران کودکی او بود. ان ضربات را چه کسانی زده اند و اکیپ قتل مهسا امینی چه کسانی بوده اند. گروه هکری بک دور اطلاعاتی در اختیار ایران اینترنشنال قرار داده شامل نام و مشخصات کامل این افراد و حتی آدرس دقیق محل سکونتشان که در کانال تلگرامی شان هم منتشر شده . سر تیم گشت ارشادی که مهسا امینی را بازداشت کرد، سروان عنایت الله رفیعی ۵۲ ساله متولد شهر خدابنده در زنجان است


پست‌های پرطرفدار